خورشید هشتم

خرید بک لینک

37

اندر خم این قفل زنم قفل دگر را

بر پنجره ات ضجه زنم خون جگر را

آسوده، سبک بال شوم در حرمت ، کاش

بر بام طلا جای دهی مرغ سفر را

از باب رضا آمدم و باب دلم رفت

سجاده بیاور نتوان صاف کمر را

یا رب ز همه هستی خود بگذرم اما

یک بار دگر پرسه زنم شاه گوهر را

ای وای نگویم که چه حالی و صفایی

دارد که بمانی حرمش شب به سحر را

یک عمر نویسم ز تو کم باشد و باید

خالق بدهد قرض به من عمر دگر را

فیروزه رادمنشی

96/5/12

پ.ن.میلاد پرسعادت هشتمین خورشید تابناک مبارک باد...


موضوعات مرتبط: شعر
برچسبها: فیروزه رادمنشی , شعر , امام رضا , عشق , میلاد مغز مهربان...

ما را در سایت مغز مهربان دنبال می‌کنید

برچسب: خورشید,هشتم, نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 8:24

صفحه بندی