استخوان خردشده...
سیگار...
مشروب...
شب گردی درخیابان...
و...
پسرباخودچه می کنی؟
خالی شدی؟
آرامی؟
هق هق..
گریه های یواشکی...
پنهان کردن قرمزی جشم...
لبخند...
لبخند...
دخترجان...
نابودمی شوی آخر...
ازدرون به خودت ضربه می زنی؟
بی مروت،رحم داشته باش،باخودمی جنگی؟
تابه کی خودآزاری؟
اینجاکسی صدای دردهایه تورانمی شنود...
کاش می شد
درعمق خشونت ومردانگی ات،شکننده نبودی...
کاش ...
بغض پدرت رانادیده بگیری...
اشک های مادرت را...
ولی ای کاش...
عاشق نباشی...
این کلمه برای تو واج به واج درداست...
کاش...
چه بگویم؟توکه آرام نمی شوی...
حرفهایم تنهاآزارت می دهند...
به خودزنی،دخترانه ات ادامه بده...
فیروزه رادمنشی

ما را در سایت مغز مهربان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 37