شدن نشدنی ها

خرید بک لینک
روزگاری آنقدر در دوی سرعت زندگی دویدم که از نفس افتادم...

من تنها یک هدف داشتم:شدن نشدنی ها...

از نفس که افتاده بودم گوشه ای نشستم،نفس نفس می زدم...

ولی در فکر یک انرژی تازه بودم...برای ادامه دویدن....

که ناگهان یک انرژی بی نهایت به قلبم سرایت کرد....

انرژی از جنس خدا...

با خود گفتم دویدن بیهوده کافیست،کار را باید به کاردان سپرد...

به کسی که کارش شدن نشدنی هاست...

از آن روز آرامشی از جنس خدا وارد من شد...

گوشه ی میدان نشستم...

به تلاش دونده ها نگاه کردم...

من تلاش خود راکرده بودم...

حال نوبت انتظارم بود...

انتظاری که می دانستم...

می دانستم که دیگر نمی تواند بیهوده باشد...

فیروزه رادمنشی

96/4/13

خدا


موضوعات مرتبط: دل نوشته
برچسبها: فیروزه رادمنشی , امید , خدا , انتظار , هدف مغز مهربان...

ما را در سایت مغز مهربان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: جمعه 23 تير 1396 ساعت: 1:36

صفحه بندی